اصغر دادبه، استاد فلسفه اسلامی و ادبیات عرفانی در گفتوگو با ایکنا درباره ترویج فرهنگ صلح و همزیستی مسالمتآمیز میان ملتها و ادیان گفت: موضوع صلح و دوستی، مسئلهای جهانی و بشری است و هیچگاه تازگی ندارد. در گذشته، جنگهای مذهبی فراوانی در جهان جریان داشت و حتی در نیمه دوم قرن بیستم نیز جریانهایی به نام دین و مذهب شکل گرفت که به مرگ شمار بسیاری از مردم جهان انجامید. یکی از کوششهای بزرگان ایرانزمین این بود که تا حد توان، مردم را از جنگهای گوناگون، بهویژه جنگهای اعتقادی، دور نگه دارند.
مسببان جنگها، هر دلیلی که داشته باشند، در نهایت دست روی اعتقادات مردم میگذارند و انسانها را از راه باورهایشان به جان یکدیگر میاندازند. دشمنان این مرز و بوم میدانستند که نمیتوان به کسی گفت از اعتقاداتش دست بردارد و باور دیگری را بپذیرد؛ از این رو، همواره در پی ایجاد اختلاف میان مذاهب مختلف بودند. بسیاری از بزرگان، برای جلوگیری از جنگ و خونریزی اعتقادی، نظریه «مذهب عشق» را پیش نهادند و مقصودشان روشی بود که در آن، انسانها فارغ از هر عقیدهای، بر پایه ارزشهای انسانی، به جای دشمنی با دیگران، به یکدیگر مهر بورزند.
حافظ در قرن هشتم هجری، در این زمینه اشعار زیبایی سروده است: «جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه / چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند» و «آنجا که کار صومعه را جلوه میدهند / ناقوس دیر راهب و نام صلیب است». اینها نمونههایی از دیدگاه حافظ در این زمینه است. باید در نظر داشت که هرگاه باورهای گوناگون بیان شوند و هرکس به تبلیغ افکار خود بپردازد، ناگزیر است کالای ویژه اعتقاداتش را نیز به دیگران عرضه کند. در چنین شرایطی، هر کس کالا و لوازم خود را ارائه میدهد و این امر به بروز جنگ میانجامد. حافظ شیرازی در جای دیگری میسراید: «در عشق، خانقاه و خرابات فرق نیست / هر جا که هست پرتو روی حبیب هست». اگر براساس این نگاه بیندیشیم، درمییابیم که جلوه حق همه جا حاضر است و دیگر به نزاعی بیحاصل کشیده نخواهیم شد.
انتهای پیام